تبليغاتX
لواشك
لواشك
جمعه پنجم آبان 1385
من عاشقم یا...

من نه عاشقم نه اداي عاشقا رو در مي آرم. من فكر مي كردم عاشقم . شايد هم بودم و خودم نفهميدم. چون مي گن اگر عاشق به عشقش نرسه يا عشقش خيلي زياد باشه به تنفر تبديل مي شه. الان ازش متنفرم. دوست دارم عاشق كسي بشه كه همه تحقيرش كنند و بگن : ((اين ديگه كيه ، آدم قحط بود عاشق اين شدي؟؟))

نمي دونم اون عاشق من بود يا نه. خودش مي گفت عاشقتم. خودش مي گفت دو ساله كه با ياد تو گذروندم. ولي وقتي من كنارش بودم گذاشت و رفت. مي گن آدما اگه بفهمن دوسشون داري براي هميشه مي رن. ولي من دوست نداشتم ناز كنم و اون منت بكشه. فهميد دوسش دارم. يه روز گفت من خيلي دوستت دارم. ولي يه روز ديگه گفت ديگه نمي خوام ببينمت. ما به درد هم نمي خوريم. خيلي دوست دارم ببينم كي به درده اون مي خوره. الان اگه دوباره برگرده من هم بهش مي گم ما به درده هم نمي خوريم چون ازش سرد شدم. كاش هيچ وقت بهم نمي گفت دوسم داره چون وقتي بهم گفت دوسم داره خنديدم و فكر كردم شوخي مي كنه ولي وقتي فهميدم جديه. من هم طوري رفتار كردم كه فهميد من هم دوسش دارم.

كاش همه چي برمي گشت به 5 ماه پيش و من يه اشتباه ديگه تو زندگيم مرتكب نمي شدم.

كاش.

داشتم فراموشش مي كردم ولي به خاطر جواب دادن به علي آقا مجبور شدم دوباره به يادش بيارم.علي جان حالا فهميدي قضيه چيه. حالا خودت قضاوت كن كه من عاشقم يا اداي اونها رو در مي آرم.

الان دارم اون آهنگي كه با هم گوش مي كرديم را گوش مي دم و گريه مي كنم. اين آهنگو كه گوش مي كنم يه غم بزرگ مياد رو دلم و دلم مي گيره.

 

روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم

روزي كه دانستي من بي تو ميميرم

روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم

بازنده من بودم اين بوده تقديرم

خوش باوري بودم پيش نگاه تو

هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو

عاشق نبودي تو من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق بودي تو معبودم

آرام و آسوده در خواب خوش بودي

يك لحظه من بي تو هرگز نياسودم

من با نفس هايم نام تو را بردم

كاش اي هوسبازم با تو نمي ماندم

عشق تو چون برگي در دست طوفان بود

دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود

روزي به من گفتي ديگر نمي مانم

گفتم كه مي ميرم گفتي كه مي دانم

باور نمي كردم هرگز جدايي را

آن آمدن با عشق اين بي وفايي را


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:1 توسط : آلبالو

RSS